مقاله 2. دوره دوم، شماره 18، ا خرداد 1396

دانلود اصل مقاله

 

نویسندگان:

مهرداد فلاحی برزکی1، مهدی سلامی­زواره2

 

1- دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات اروپا، دانشگاه علامه طباطبایی (نویسنده مسئول)

2- کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای، دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه

 

چکیده

روند مدرنیزاسیون و دموکراتیزاسیون نظام­های سیاسی جهانی برگرفته از اصول پلورالیسم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بوده است. فرآیند تکثرگرایی به طور ذاتی از قابلیت ایجاد شکاف­های غیرفعال و فعال برخوردار می­باشد، شکاف­هایی که همواره در حال تغییر و تحول بوده­اند. به همین ترتیب در جوامع اروپایی نیز به مانند سایر جوامع شاهد پیدایش، نهادینگی و افول شکاف­های مختلف با ماهیت­های متفاوت هستیم که محصول تحولات سیاسی و اجتماعی پیوسته در سطح خرد و کلان می­باشند. نکته­ حائز اهمیت برای تجزیه و تحلیل نظام­های سیاسی و حزبی، بررسی تأثیر شکاف­ها بر روی ساختار قدرت، نظام­های حزبی رفتار سیاسی جوامع و شهروندان می­باشد. در واقع تمامی شکاف­های مختلف اجتماعی در صورت بقاء و پایداری و در نتیجه­ تعمیق و ریشه­دارشدن، رنگ و لعاب سیاسی به خود گرفته و به عنوان یک شکاف فعال سیاسی در صحنه تعاملات داخلی دولت­ها نمایان­شده و با تأثیرگذاری بر روی نظام حزبی دولت­ها، باعث ایجاد تقسیمات، جدایی­ها و رقابت­های مهم در جوامع سیاسی می­شوند. هدف از این نوشتار، بررسی شکاف­های مختلف اجتماعی فرانسه (شامل شکاف­های: طبقاتی- قومی، مذهبی و اقلیمی) و تأثیر آنها بر روی نظام‌ حزبی در این کشور می­باشد. در این راستا و با استفاده از نظریه­ شکاف­های اساسی چهارگانه­ی استین روکان، به این نتیجه می­رسیم که برخی احزاب سیاسی را می­توان سخنگوی شکاف­های اجتماعی و سیاسی موجود در هر کشور دانست. سخنگویان اصلی شکاف­های اجتماعی و سیاسی هر کشوری در دنیای امروز، احزاب هستند و این شکاف­های اجتماعی هستند که موفق به تأثیرگذاری بر روی نظام­ حزبی فرانسه و رفتارهای انتخاباتی در این کشور شده­اند.

 

واژگان کلیدی: شکاف­های اجتماعی، شکاف­های سیاسی، نظام­ حزبی، احزاب فرانسه.