مقاله 3. دوره سوم، شماره 28، فروردین 1397

دانلود اصل مقاله

نویسندگان:

محسن کشوریان آزاد1، حسین پورعلی2

 

1- دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه خوارزمی تهران  

2- دانشجوی کارشناسی‌­ارشد روابط بین‌­الملل، دانشگاه خوارزمی تهران

 

چکیده

رشد و گسترش تروریسم در منطقه خاورمیانه با شکل­‌گیری شبکه تروریستی القاعده در دهه 1990 و اعلام خلافت گروه داعش در ژوئیه 2014 بعنوان خطرناک‌ترین تهدیدها علیه بشریت تبدیل‌ شده و به سبب پیوند آن با فناوری‌های جدید، یک معضل راهبردی را به وجود آورده و توانسته است سبب نقش­‌آفرینی گروه‌­هایی‌کوچک اما با ساختارهای پیچیده در پهنه بین‌­المللی شود. رشد این پدیده به ‌صورت فراگیر تحقیقات گسترده‌­ای را با نگاه اساسی به متغیرهای متعدد می‌­طلبد. بنابراین پژوهش حاضر تلاش می­‌کند تا با محور قرار دادن مفروض‌­ها و مفاهیم نظریه انتقادی روابط بین‌­الملل، دلایل رشد تروریسم در منطقه خاورمیانه را توضیح داده و کارآمدی این نظریه را در تحلیل پدیده تروریسم در این منطقه­ اثبات کند. بدین ترتیب سوالی که در اینجا مطرح می­‌گردد این است که عوامل شکل­‌گیری تروریسم در منطقه­ خاورمیانه از منظر نظریه انتقادی چیست؟ یا اینکه در روابط بین­‌الملل چگونه می‌­توان پدیده­ تروریسم خاورمیانه را تحلیل کرد؟ در پاسخ، فرض بر این است که باتوجه به مفروض‌های نظریه­ انتقادی، در دولت­‌های میزبان تروریسم بعنوان سطح تحلیل میانه، عواملی چون سیطره عقلانیت ابزاری و عدم مفاهمه در سپهر عمومی و ضعف جامعه مدنی، سبب بسته شدن فضای سیاسی- اجتماعی بر کنشگران تکثرگرا و جنایات سازمان‌یافته بیرون از مجری دولت در این منطقه شده و در سطح تحلیل کلان سیطره هژمون و نفوذ آن در منطقه به واکنش نیروهای ضدهژمون مواجه شده که این امر گروه ضد سیستم و رهایی‌بخش ساختارشکن در هر دو سطح را در قالب تروریسم افراطی داعش و القاعده برانگیخته است.

 

واژگان کلیدی: تروریسم، نظریه انتقادی، خاورمیانه، فضای بسته سیاسی- اجتماعی

 

 

 

Apply Critical Theory in the Analysis of the Phenomenon of Terrorism in the Middle East

 

Article 3. Vol.3. No.28. April 2018

 

Authors:

Mohsen K. Azad, Hossein Pourali

 

Abstract

Growth and the spread of terrorism in the Middle East region with the formation of al-Qaeda's terrorist network in the 1990s and declaring the caliphate ISIS group in July 2014 converted to as the most dangerous threats against humanity and because of its link with new technologies, has created make a strategic dilemma and has been able to bring about the role of small groups but with complex structures in the international zone. The growth of this phenomenon is needed extensive research Inclusive with a basic look to multiple variables. So the present research tries to concentrating on assumptions and the concepts of critical theory of international relations, explained reasons for growing terrorism in the Middle East region and prove it effectiveness of this theory in the analysis of the phenomenon of terrorism in this area. Thus that question comes up here is this what's the factors of the terrorism's formation in the Middle East region from a critical point of view? Or in international relations how to analyze the Middle East terrorism phenomenon? In reply, it is assumed that according to the assumptions of critical theory, in host governments terrorism as the middle ground level, factors like that the dominance of instrumental rationality and lack of communication in the public sphere and the weakness of civil society, it causes the closure of the social-political space on the pluralistic activists and organized crimes outside the administration government in this area. And at the macro level dominate the hegemony and its influence in the region faced reaction to anti-clockwise forces that this order is excitable anti-system group and emancipating deconstruction on both levels in the form of extreme terrorism Isis and al-Qaeda.

 

Keywords: Terrorism, Critical theory, Middle East, Political-Social Closed Space