مقاله 2. دوره سوم، شماره 35، آبان 1397

دانلود اصل مقاله

ترجمه:

سیدامین حبیبی1، شهریار رحیم‌لی2

 

1- کارشناسی‌­ارشد روابط بین­‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

2- کارشناسی‌­ارشد روابط بین­‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

 

چکیده

در پرتو رواج جهانی حرکت­‌های تجزیه‌­طلبانه، برخی بعنوان آخرین راه‌­حل برای مردمی که خود، "خودمختاری داخلی" را نمی‌­پذیرند و همچنین با نقض گسترده حقوق بشر توسط یک رژیم سرکوب­گر مواجه هستند، پیشنهاد تجزیه چاره‌­ساز را مطرح می­‌کنند. بحث زمانی دوباره تجدید شد که دیوان دادگستری بین‌­المللی در سال 2008 رای مشورتی خود را مبنی بر استقلال کوزوو اعلام کرد، و موافقان و منتقدان تجزیه چاره‌­ساز توانستند نظرات و شواهد خود را در جهت حمایت و همچنین مخالفت­‌های بین‌­المللی در نتیجه این پرونده ارائه کنند. چنین مسائلی تا به حال سوالات عمده و بی­‌پاسخی شامل این سوال که، آیا اتخاذ و اجرا جدایی جبرانی در حقوق بین­‌الملل می­تواند نیرویی مثبت برای پیشگیری و یا کاهش منازعات مسلحانه باشد؟ را بوجود آورده است. این نوشتار بحث­‌های پیرامون عنوان تجزیه چاره‌­ساز را ناقص یافته، و می­‌پندارد مباحث تجربی و تئوریک در تقابل با تجزیه چاره‌­ساز با استانداردها و معیارهای بین‌­المللی متقاعد کننده‌­تر و همسوتر هستند. تصمیم‌­سازان قانونی بین‌­المللی و مدیران منازعات باید به منظور توجه بیشتر به امنیت و صلح بین‌­المللی برای بکارگیری مواردی همچون تجزیه چاره­‌ساز ملاحظات بیشتری به خرج دهند.

 

واژگان کلیدی: تجزیه‌­طلبی، تجزیه چاره‌­ساز، حقوق بشر، اقلیت­ها، حقوق بین­‌الملل، درگیری مسلحانه

 

 

 

Remedial Secession: A Positive or Negative Forcefor the Prevention and Reduction of ArmedConflict

 

Article 2. Vol.3. No.35. November 2018

 

Authors:

S. Amin Habibi, Shahriar Rahimli

 

Abstract

In light of the global prevalence of secessionist movements, some have proposed “remedial secession” as a last resort solution where a “people” is either denied internal self-determination or is faced with massive human rights violations by a repressive regime. The debate was renewed by the 2008 advisory opinion of the International Court of Justice (ICJ) on Kosovo's declaration of independence, and advocates and critics of remedial secession may point to renewed evidence of both international support and opposition as a result of this case. Such developments raise a hitherto largely unexamined question: would the adoption and enforcement of remedial secession in international law likely be a positive force for the prevention and reduction of armed conflict? This paper finds the arguments in favour of remedial secession to be lacking, and finds the theoretical and empirical case against remedial secession to be more persuasive when measured by this metric. International legal decision-makers and conflict managers should therefore give greater consideration to international peace and security when considering remedial secession.

 

Keywords:Remedial Secession, Human Rights, Minorities, International Law, Armed Conflict